گفت: آنجا چشمه خورشیدهاست آسمان روشن تر از نور صفاست موج اقیانوس جوشان فضاست. باز من گفتم که : بالاتر کجاست؟ گفت: بالاتر جهانی دیگر است عالمی کز عالم خاکی جداست پهن دشتِ آسمان بی انتهاست؛ باز من گفتم که: بالاتر کجاست؟ گفت بالاتر از آنجا راه نیست زانکه آنجا بارگاه کبریاست آخرین معراج ما، عرش خداست باز من گفتم که بالاتر کجاست؟ لحظه ای دردیدگانم خیره شد، گفت: این اندیشه ای بس نارساست گفتمش: از دیده شاعر نگر تا نپنداری که فکر من، خطاست دورتر از چشمه خورشیدها برتر از این عالم بی انتها باز هم بالاتر از عرش خدا من رو هم تو این روزا خیلی دعا کنید
![]()
+
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 17:56 توسط لیلا
|
